حسنعلى خان افشار
57
سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )
محلى هر روز رعايا را مورد تعدى و شكنجه قرار مىدادند و به طور كلى آنها را از هستى ساقط مىكردند . گاهى بازار بسته مىشد . مردم جرأت ظاهر شدن در كوچه و خيابانها را نداشتند « 1 » . بس روشن است كه اين گزارشها چنان گوياى اوضاع طبقهء عامه مىباشند كه ما را از هرگونه توضيح ديگرى بىنياز مىكنند . برپايهء گزارش حسنعلى خان افشار در كتاب حاضر « 2 » ، مهمترين عمال دزفول در روزگار شاه مرد عبارتند از : مصطفى قلى خان در محله قلعه ، آقا محمد جواد در محله مسجد ، حاجى رشيد خان در محله كتكتان و محمد تقى خان در محله صحرا به در . پيش از شاه مرد اينان در صحنه حضور دارند : مصطفى قلى خان يكى از بانفوذترين آنها است كه گويا در آغاز مورد توجه معتمد الدوله قرار مىگيرد ولى با بالا كشيدن منال ديوانى از دزفول به بغداد فرار مىكند و قدرت به دست محمد تقى خان و حاجى رشيد خان مىافتد « 3 » . در روزگار شاه مرد برپايهء گزارش حسنعلى خان « 4 » ميان عمال دزفول دودستگى ايجاد مىشود : آقا محمد جواد و محمد تقى خان به دولت وفادار مىمانند . اما حاجى رشيد خان و مصطفى قلى خان ماليات را گرفته و به جيب مىزنند . با آمدن سهام الدوله به دزفول ، مصطفى قلى خان ، به عزم سفر حج ، به مكه فرار مىكند و حاجى رشيد خان با فرستادن فرزندش به پيشواز حكمران جديد از كار خود ابراز پشيمانى مىكند . بسيارى از خانها و بزرگان شوشتر كه در گزارش حسنعلى خان « 5 » از آنها ياد شده است ، در گزارشهاى پيش از روزگار شاه مرد با آنها آشنا هستيم و در جريان اردوكشى معتمد به خوزستان ، بهويژه در كار سركوبى محمد تقى خان بختيارى ، همكارى آنها را با نيروهاى دولتى مىبينيم . با اين همه از جريانهاى روزگار شاه مرد شوشتر ، بهويژه از كاركرد تكتك اين افراد ، آگاهى درستى نداريم و دانستههايمان از گزارشهاى مربوط به خودسرى شيخ حداد يا حداد شاه ، يكى از شيخهاى قبيلهء آل كثير خوزستان ، فراتر نمىرود . مردى كه با آمدن سهام الدوله بساط او در شوشتر جمع مىشود و به جرم
--> ( 1 ) . لايارد . . . ، سيرى در قلمرو بختيارى ، ص 75 . ( 2 ) . نك : متن ، ص 150 . ( 3 ) . نك : لايارد . . . ، سيرى در قلمرو بختيارى ، ص 74 . ( 4 ) . نك : متن ، ص ص 150 - 151 . ( 5 ) . نك : متن ، ص 154 .